فضاهاي‌ بيرون‌ شهري‌ در طول‌ تاريخ‌  

محل لوگو

فضاهاي‌ بيرون‌ شهري‌ در طول‌ تاريخ‌


این فایل در70صفحه قرار دارد که 7 صفحه آن را در توضیحات قرار دادیم

فضاهاي‌ بيرون‌ شهري‌ در طول‌ تاريخ‌:

فضاهاي‌ بيرون‌ شهري‌ يكشبه‌ پديد نيامده‌اند، بلكه‌ شكل‌گيري‌ آنها اغلب‌ نتيجتاًتغييرات‌ آرام‌ تدريجي‌ و نيز ثمره‌ي‌ نوآوري‌هايي‌ است‌ كه‌ در طول‌ دوران‌ها پيش‌ آمده‌است‌. بيشينه‌ي‌ شهرسازي‌ مشخصاً به‌ دوران‌ نخستين‌ تمدن‌ يعني‌ به‌ بين‌النهرين‌ بازمي‌گردد، ولي‌ متأسفانه‌ منابع‌ ما تا پيش‌ از تمدن‌ يونان‌ باستان‌، ناقص‌ و ناكافي‌ است‌.پيشينه‌ي‌ تجهيزاتي‌ چون‌ نيمكن‌، مجسمه‌، آبنما و ستون‌هاي‌ يادبود كه‌ نخستين‌نشانه‌هاي‌ تصويري‌ موجود در طراحي‌ شهري‌ است‌ به‌ دوران‌ يونان‌ ور وم‌ باستان‌ بازمي‌گردد. سده‌ها بعد در دوره‌ي‌ رنسانس‌ با تغيير ساختار كالبدي‌ شهرهاي‌ باستاني‌ وپي‌ريزي‌ شهرهاي‌ نوين‌ و با پرداختن‌ هنرمندان‌ به‌ نظم‌ و تزئينات‌ و اجزاي‌ دوران‌ كلاسيك‌يونان‌ و روم‌، نخستين‌ نشانه‌هاي‌ آگاهانه‌ي‌ شهرسازي‌ به‌ صورت‌هايي‌ چون‌ كاربرد نظم‌و رديف‌ در درختكاري‌ و چراغ‌هاي‌ خيابان‌، پديدار گشت‌. از اين‌ زمان‌ به‌ بعد بود كه‌دگرگوني‌ و تكامل‌ فضاهاي‌ شهري‌ رشد فزاينده‌اي‌ يافت‌، به‌ طوري‌ كه‌ مي‌توان‌ گفت‌: «هنرگوتيك‌ بر بستر خاك‌ و روستا رشد كرد و هنر رنسانس‌ هنر شهر بود». تغيير در ساختارفضايي‌ شهرها كه‌ در دوره‌ي‌ رنسانس‌ آغاز شده‌ بود، در سده‌هاي‌ 17، 18 و 19 در پي‌تحولات‌ تاريخي‌ گسترده‌تر ادامه‌ يافت‌، تا تغيير شكل‌ حقيقي‌ خود را در سده‌ي‌ نوزدهم‌ و باظهور انقلاب‌ صنعتي‌ به‌ دست‌ آورد. در مقايسه‌ با شهرهاي‌ امروزن‌، شهرهاي‌ پيش‌ ازانقلاب‌ صنعتي‌ مكان‌هايي‌ ساده‌ بودند. مردم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مقاصدشان‌ بيشترپياده‌روي‌ مي‌كردند و تنها مسيرهاي‌ حمل‌ و نقل‌ شهروندان‌ خيابان‌ها بود. بيشترهمشهريان‌ همديگر را مي‌شناختند و نياز كمي‌ به‌ نشانه‌ سازي‌ راهنمايي‌ كننده‌ وجودداشت‌. با پيش‌ آمدن‌ انقلاب‌ صنعتي‌ افزايش‌ توليدات‌، دگرگوني‌ شيوه‌ توليد، توزيع‌ وگسترش‌ كارخانه‌ها در شهر و بحران‌ محيط‌ زيست‌، چهره‌ي‌ شهرها دگرگون‌ شد. پاريس‌نخستين‌ و برجسته‌ترين‌ شهري‌ بود كه‌ تلاش‌هاي‌ مهمي‌ در آن‌ در جهت‌ شهرسازي‌ انجام‌داده‌ شد. در دوران‌ فرمانروايي‌ ناپلئون‌ سوم‌ بود كه‌ پارگ‌ همگاني‌ به‌ عنوان‌ جزيره‌اي‌كوچك‌ از طبيعت‌ در دل‌ شهر قرار گرفت‌ و بهره‌گيري‌ از گياهان‌ در فضاهاي‌ شهري‌ درنيمه‌ي‌ دوم‌ اين‌ سده‌ رواج‌ يافت‌. در سده‌ي‌ نوزدهم‌ همچنين‌ تجهيزاتي‌ مثل‌ كيوسك‌ وسايه‌بان‌ ساخته‌ شد و كوچه‌هاي‌ شهري‌ شكل‌ امروزين‌ خود را به‌ دست‌ آوردند.

اما در حقيقت‌ تا پيش‌ از سده‌ بيستم‌، زيبايي‌ در فضاهاي‌ شهري‌ بر كاربرد برتري‌داشت‌. «در نخستين‌ سال‌هاي‌ سده‌ي‌ بيستم‌، مدرنيسم‌ موجب‌ دگرگون‌ شدن‌ چهره‌ شهرشد، و گسترش‌ سريع‌ تكنولوزژي‌ و توليدات‌ كارخانه‌يي‌ افزايش‌ جمعيت‌ و اهميت‌ يافتن‌سود و سرمايه‌ شهرها را از حالت‌ گذشته‌ بيرون‌ آورد. رشد ساختمان‌ها و برج‌هاي‌ بلندروزافزون‌، بر فضاي‌ شهرها سايه‌ انداخت‌ و كم‌كم‌ موجب‌ شد كه‌ به‌ جاي‌ فضا،ساختمان‌ها شكل‌ دهنده‌ي‌ شهر باشند. با افزايش‌ تعداد اتومبيل‌ و تراكم‌ خيابان‌ها، پياده‌روديگر حفاظشي‌ كافي‌ براي‌ عابران‌ پياده‌ محسوب‌ نمي‌شد. شهرها براي‌ حفاظت‌ عابران‌پياده‌ در برابر تجاوز وسايل‌ نقليه‌، از سيستم‌هاي‌ حفاظتي‌، از جمله‌ ميله‌هاي‌ فلزي‌،نرده‌هاي‌ يكپارچه‌ي‌ فلزي‌، ميله‌هاي‌ بتني‌ و ديوارهاي‌ كوچك‌ سيماني‌ كمك‌ گرفتند. باتعميم‌ شبكه‌ آبرساني‌ در همه‌ي‌ منازل‌، آبنماها نيز اهميت‌ خود را از دست‌ دادند و دامنه‌ي‌كاربرد آبنماهاي‌ تاريخي‌ تنها به‌ تزئين‌ شهر محدود گرديد. از سال‌هاي‌ 1920، با تعميم‌روشنايي‌ برق ، چراغ‌هاي‌ گازي‌ قديمي‌ جاي‌ خود را به‌ تير چراغ‌ برق دادند.

شهر امروزي‌ مي‌خواهد خود را مظهر نوعي‌ نظم‌ و منطق‌ معرفي‌ كند. امروزه‌، معابردسته‌بندي‌ و به‌ انواع‌ متفاوت‌ زير تقسيم‌ شده‌اند: بزرگراه‌، بولوار، خيابان‌، گذرگاه‌،بن‌بست‌ و كوي‌. با گسترش‌ اعجاب‌انگيز وسايل‌ نقليه‌ عمومي‌، ايستگاه‌ها به‌ وسيله‌ي‌ميله‌هايي‌ در كنار معابر محدود و مشخص‌ شده‌اند.»

امروزه‌ درك‌ ما از شهر، با گذشته‌ تفاوت‌ پيدا كرده‌ است‌. اگر در گذشته‌ شهر درحقيقت‌ چيزي‌ جز گردهمايي‌ فشرده‌ انسان‌هايي‌ كه‌ مسأله‌ اصلي‌ آنها پناه‌ جويي‌ درخانه‌هاي‌ كوچك‌ و تقريباً بدون‌ روزنه‌اي‌ براي‌ حفاظت‌ در برابر تغييرات‌ جوي‌ يا دشمنان‌خارجي‌ نبود، امروز، شهر را پديده‌اي‌ كاملاً زنده‌ مي‌دانند كه‌ واقعاً همچون‌ انسان‌ زندگي‌مي‌كند و جنبش‌ دارد. ترافيك‌ سريع‌ جنبش‌ خون‌، و فضاي‌ سبز عمل‌ تنفس‌ آن‌ را انجام‌مي‌دهد.»

نخستين‌ برنامه‌ريزي‌هاي‌ طراحي‌ و گسترش‌ شهري‌ در نخستين‌ سال‌هاي‌ سده‌كنوني‌ اغاز شد. در اين‌ برنامه‌ريزي‌ها، گونه‌ي‌، تجهيز فضاهاي‌ متفاوت‌ بيروني‌ بامشخص‌ شدن‌ كاربردشان‌ تغيير يافت‌. در سده‌ي‌ بيستم‌، برخلاف‌ باغ‌هاي‌ تفريحي‌سده‌هاي‌ هيجدهم‌ و نوزدهم‌، فضاهاي‌ سبز يا پارك‌ها ايجاد شدند. اين‌ فضاها تاحدي‌ به‌نيازهاي‌ جديد شهروندان‌ كه‌ ناشي‌ از كثرت‌ شهرنشيني‌ بود، پاسخ‌ مي‌دادند. انديشه‌پديدآوردن‌ فضاي‌ آزاد با كيفيت‌ عالي‌ تقريباً از دهه‌ي‌ 1960، ابتدا در كشورهاي‌ شمال‌اروپا، به‌ ويژه‌ هلند و سپس‌ در ايالات‌ متحده‌ي‌ آمريكا، ظاهر شد. اين‌ انديشه‌ از سويي‌نتيجه‌ جنبه‌ي‌ كاربردي‌ شديدي‌ بود كه‌ پس‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ چيرگي‌ كامل‌ پيدا كرده‌ بودو از سوي‌ ديگر ناشي‌ از نياز شهروندان‌ به‌ محيطي‌ خوشايندتر براي‌ زندگي‌ بود. كم‌كم‌مسئوولان‌ به‌ اين‌ امر واقف‌ شدند كه‌ افزون‌ بر معماري‌، مسأله‌ ايجاد فضاهاي‌ همگاني‌ نيز،يكي‌ از مشكلات‌ شهرسازي‌ مدرن‌ محسوب‌ مي‌شود. خيابان‌ها، ميدان‌ها و باغ‌ها، از آغازسده‌ي‌ بيستم‌ به‌ بعد اهميت‌ و عظمت‌ خود را از دست‌ داده‌ بودند. مسؤولان‌ دريافتند كه‌فضاهاي‌ همگاني‌ كه‌ در بيشتر مناطق‌ به‌ صورت‌ زائده‌ درآمده‌ بود، نه‌ محيطي‌ خاكي‌ درحاشيه‌ و مكمل‌ معماري‌، بلكه‌ فضايي‌ مركزي‌ است‌ تا بناها در اطراف‌ آن‌ احداث‌ گردد. كارخيابان‌ها و كوچه‌ها فقط‌ ارتباط‌ خانه‌ها و مكان‌ها به‌ يكديگر نيست‌ به‌ اين‌ ترتيب‌ نخستين‌اقدامات‌ در مورد تجهيز مراكز شهري‌ و فضاهاي‌ سبز حاشيه‌ شهر صورت‌ گرفت‌.

در عين‌ حال‌ كارشناسان‌ دريافتند كه‌ شهر قديمي‌ كه‌ در زير سايه‌ي‌ برج‌هاي‌ بلند وخطوط‌ و رنگ‌هاي‌ خشن‌ و مبتذل‌ مدرنيسم‌، در حال‌ نابودي‌ تدريجي‌ بود، چه‌ از ديدگاه‌زيبايي‌شناسي‌ و چه‌ از ديدگاه‌ رواني‌ - اجتماعي‌، ارزشي‌ فوق تصور دارد. به‌ همين‌ دليل‌كم‌كم‌ ديدگاه‌هاي‌ نويني‌ درباره‌ بازسازي‌ و زنده‌ سازي‌ مناطق‌ قديمي‌ شهر و بهسازي‌ وامروزي‌ كردن‌ بافت‌ قديمي‌ شهري‌ ضمن‌ اعاده‌ي‌ اعتبار فرهنگي‌ منطقه‌ي‌ تاريخي‌ ومركزي‌ شهر، پديد آمد، كه‌ با رونق‌ گرفتن‌ صنعت‌ جهانگردي‌ و اهميت‌ يافتن‌ درآمد حاصل‌از آن‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از منابع‌ اصلي‌ درآمد شهرها مصادف‌ گشت‌.

«رويارويي‌ مردم‌ با هنر مدرن‌ در خيابان‌هاي‌ شهر، صرف‌ نظر از ميزان‌ شناخت‌ وآگاهي‌ آنها نيز از عوامل‌ بسيار مهم‌ در طراحي‌ شهري‌ شناخته‌ شد بايد ميان‌ بيان‌ هنري‌ وجماعتي‌ كه‌ به‌ دريافت‌ چنين‌ بياني‌ عادت‌ نداستند، يك‌ رويارويي‌ پديد مي‌آمد، مهمتر از ان‌،خارج‌ شدن‌ هنرمندان‌ نوين‌ از محيط‌ بسته‌ گالري‌ها و محافل‌ بود تا فرصت‌ داشته‌ باشند بافضاي‌ زندگي‌ روزمره‌ و عكس‌العمل‌هاي‌ مردم‌ روبرو شوند، طبيعي‌ است‌ كه‌ با اين‌ طرزفكر، راه‌ همكاري‌هاي‌ گوناگون‌ باز شده‌ و فعاليت‌ شهرسازان‌، معماران‌، نقاشان‌ و...امكانپذير مي‌شود.

بعدها اين‌ انديشه‌ نيز پديد آمد كه‌ هنرمندان‌ مي‌توانند در اقدام‌ مشتركي‌ كه‌ به‌صورت‌ واكنشي‌ متعهد، عليه‌ يكنواختي‌ معماري‌، خشكي‌ تكنيك‌ و صلابت‌ كاربرد گرايي‌صورت‌ مي‌گيرد، سهيم‌ باشند. البته‌ از آنجايي‌ كه‌ هنرمندان‌ با ديدي‌ تخيلي‌ و احساسي‌ و نه‌با منطق‌ يا ديد فني‌ محض‌ به‌ مشكلات‌ مي‌نگرند، نمي‌توان‌ از پيش‌، نوع‌ زمان‌ و اجراي‌ اين‌سهم‌ را مشخص‌ كرد به‌ همين‌ دليل‌ مطالعات‌ متخصصان‌ نقاشي‌، مجسمه‌ سازي‌، گرافيك‌و ديگر هنرها بايد پيش‌ از احداث‌ محلات‌ صورت‌ گيرد. اين‌ مهم‌ اكنون‌ در كشورهاي‌پيشرفته‌، جزء مجموع‌ اي‌ از مقررات‌ و فضاسازي‌ معين‌ شده‌ براي‌ شهرسازي‌ است‌.

گرافيك‌ محيطي‌:

گرافيكي‌ كه‌ در خدمت‌ فضاها و محيط‌هاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ انجام‌ مي‌گيرد، گرافيك‌محيطي‌ نام‌ دارد. گرافيك‌ محيطي‌ طراحي‌ متناسب‌ و هماهنگ‌ علائم‌، نقوش‌، تصاوير ونوشتار، به‌ صورت‌ سه‌ بعدي‌ براي‌ راهنمايي‌ در عين‌ جذابيت‌، زيباسازي‌ و ايجاد حال‌ وهواي‌ درخور، در هر نوع‌ محيط‌ داخلي‌ و خارجي‌ است‌. اخيراً واژه‌ طراحي‌ (علائم‌)جايگزين‌ و هم‌ معني‌ گرافيك‌ محيطي‌ شده‌ است‌. به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ عمده‌ترين‌ و اصلي‌ترين‌هدف‌ گرافيك‌ محيطي‌ طراحي‌ علامت‌ است‌ و مفهوم‌ علامت‌ است‌ كه‌ كار طراح‌ گرافيك‌ را ازديگر فعاليتهاي‌ مربوط‌ به‌ محيط‌ مشخص‌ و هماهنگ‌ مي‌سازد. البته‌ مفهوم‌ علامت‌ درگرافيك‌ محيطي‌ تنها محدود به‌ مفهوم‌ آن‌ در گرافيك‌ دوبعدي‌ كه‌ اصطلاحاً به‌ ان‌ آرم‌ يانشانه‌ مي‌گويند نخواهد بود.

علائم‌ شهري‌ همة‌ انواع‌ و اقسام‌ تابلوها، سردرها، راهنماها، علائم‌ اطلاعاتي‌ وقانوني‌، نقوش‌ عمودي‌ و افقي‌ و به‌ طور كلي‌ همة‌ تزئيناتي‌ را كه‌ هم‌ براي‌ ارتباط‌ و هم‌ براي‌ايجاد شخصيت‌ به‌ كار مي‌روند و ما همه‌ روزه‌ به‌ آنها برمي‌خوريم‌ يا نيازمندشان‌ هستيم‌را دربرمي‌گيرد. اگر با ديدي‌ ساده‌ و سطحي‌ به‌ گرافيك‌ محيطي‌ بنگريم‌، آن‌ را فعاليتي‌ساده‌ مي‌پنداريم‌ كه‌ در مراحل‌ پاياني‌ يك‌ مجموعه‌ يا نمايشگاه‌ يا موزه‌ و... قرار مي‌گيرد واز ايده‌ها و كاراكترهاي‌ موجود در محيط‌، بدون‌ نياز به‌ خلاقيت‌ چندان‌ سود مي‌برد. امابي‌شك‌ اين‌ تصور از روي‌ ناآگاهي‌ است‌. گرافيك‌ محيطي‌ فعاليتي‌ پيچيده‌ است‌ زيرا در هرمرحله‌ به‌ مشاوره‌ با كارشناسان‌ در رشته‌هاي‌ فراواني‌ نياز دارد. امروزه‌ در جهان‌فعاليت‌هاي‌ طراحي‌ محيطي‌ چه‌ شهري‌ و چه‌ داخلي‌ به‌ صورت‌ تيمي‌ انجام‌ مي‌شود و افرادتيم‌ شامل‌ آرشيتكت‌، دكوراتيو، شهرساز، نقاش‌، گرافيست‌، طراحي‌ صنعتي‌، مهندسي‌مواد، متخصصان‌ فضاي‌ سبز و اكولوژن‌ و حتي‌ جامعه‌شناسي‌ و روانشناسي‌ و يا درصورت‌ لزوم‌ مهندسي‌ كامپيوتر و... مي‌باشد. بنا به‌ نوع‌ و گسترة‌ كار عمدة‌ اين‌ افراد ونظام‌ تقسيم‌ كار مشخص‌ مي‌شود. اما همة‌ افراد در همة‌ زمينه‌ها با هم‌ همكاري‌ مي‌كنند.اگرچه‌ طراحي‌ همة‌ تجهيزات‌ به‌ رشتة‌ گرافيك‌ مربوط‌ نمي‌شود ولي‌ در تركيب‌ اجزا به‌شكل‌ و بافت‌ همگوني‌ نياز است‌. به‌ ويژه‌ كه‌ همة‌ اجزاء و عناصر حتي‌ مصالح‌ كار شده‌ درديوارها هم‌ تأثير بصري‌ مي‌آفريند. تا جايي‌ كه‌ گاه‌ ممكن‌ است‌ پيشنهاد اوليه‌ براي‌ طراحي‌نخستين‌ بخش‌ كار را يك‌ گرافيست‌ در تيم‌ طراحي‌ ارائه‌ دهد. البته‌ وجود يك‌ مديرهماهنگ‌كننده‌ كه‌ شايد يكي‌ از همين‌ افراد باشد الزامي‌ است‌ اما هيچكس‌ به‌ تنهايي‌نمي‌تواند همة‌ تصميم‌ها را بگيرد يا همة‌ مشكلات‌ موجود را حل‌ كند. گرافيست‌ نيز بايد ازهمان‌ ابتدا در بطن‌ امور قرار گيرد و تك‌تك‌ عناصر را بشناسد تا سرانجام‌ مسئوليت‌ خودرا بيابد. شايد كار گرافيست‌ در محيط‌هاي‌، فقط‌ طراحي‌ نشانه‌ باشد. اما آن‌ نشانه‌ در هرمكان‌ يا منطقه‌، معاني‌ و كاركردن‌ دارد. بعيد به‌ نظر مي‌رسد كه‌ بدون‌ شناخت‌ يك‌ محط‌ وقشر استفاده‌ كننده‌ از آن‌، بتوان‌ براي‌ آن‌ محيط‌ علامتي‌ را طراحي‌ نمود. حتي‌ در جديدترين‌كتاب‌هاي‌ خارجي‌ كه‌ گرافيك‌ محيطي‌ را تنها طراحي‌ علامت‌ دانسته‌اند، آن‌ را براساس‌ نوع‌محل‌ يا مراكز (تفريحي‌، اداري‌، پزشكي‌، ورزشي‌ و...) تقسيم‌بندي‌ نموده‌اند كه‌ اين‌ اهميت‌شناخت‌ محيط‌ و فضا را در هر نوع‌ كار گرافيك‌ محيطي‌ به‌ طور اخص‌ و در مقايسه‌ با ديگرشاخه‌هاي‌ گرافيك‌ مشخص‌ مي‌نمايد.  

  انتشار : ۸ دی ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 348
http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما