این فایل در21صفحه نوشته شده است که 3صفحه آن را در توضیحات قرار دادیم
دكتر محمد مصدق(1345-1261) نخستوزير دولت مردمي ايران و يكي از رهبران جنبشمليكردن صنعت نفت بود. او كه از دانشگاه نوشاتل سوييس در رشتهي حقوق درجهي دكتراگرفته بود، توانست بر حق بودن مردم ايران را در موضوع نفت در دادگاه لاهه ثابت كند. اما كودتايي كه با پشتيباني انگليس و آمريكا و همراهي برخي نيروهاي داخلي در 28مرداد 1332 رخ داد، بازگشت دوبارهي نظام خودكامهي پهلوي و خانهنشيني مصدق را بههمراه داشت. با اين همه،كار ماندگار او الهامبخش جنبشهاي ضد استعماري در منطقهشد.
محمد مصدق روز 29 ارديبهشت سال 1261 خورشيدي در تهران به دنيا آمد. پدرش ميرزاهدايت آشتياني، وزير دفتر استيفا(دارايي) در دوران ناصرالدينشاه قاجار بود كهگرايش زيادي به ميرزاتقيخان اميركبير داشت. مادرش ملك تاج خانم(نجم السلطنه) نوادهي عباسميرزا و بنيانگذار بيمارستان نجميهي تهران بود. مصدق در خانوادهايپرورش يافت كه به اسلام، حضرت محمد(ص) و خاندان پاكش علاقهي فراوان داشتند.ميرزاحسنخان اعتماد السلطنه،وزير انطباعات(چاپ و نشر) ناصرالدين شاه، در روزنامهيخاطرات خود آورده است كه هر گاه نشستي از درباريان برگزار ميشد و ميخواستند درادامهي كار به هجوگويي و يا نوشيدن شراب بپردازند، ميرزا هدايت از آن نشست بيرونميرفت.
مصدق آموزشهاي معمول در آن زمان را در تهران فراگرفت و پس از مرگ پدر به مقاماستيفاي خراسان برگزيده شد. اما از آنجا كه به علوم نوين علاقه داشت، كار پدرانخود را رها كرد و در مدرسهي سياسي تهران، كه به تازگي برپا شده بود، به ادامهيتحصيل پرداخت. او كه در جريان انقلاب مشروطه به جرگهي آزاديخواهان پيوسته بود، پساز آن كه محمدعلي شاه مجلس را به توپ بست، زماني را مانند بسياري از آزاديخواهانفراري شد و پنهاني زندگي ميكرد. سپس از راه روسيه به اروپا رفت و در مدرسهي علومسياسي پاريس به فراگيري آموزشهاي عالي پرداخت. او پس از دو سال به دليل بيماري بهايران بازگشت، اما پس از پنج ماه راهي سوييس شد و در نوشاتل در رشتهي حقوق بهفراگيري دانش پرداخت. سرانجام در سال 1913 ميلادي توانست درجهي دكتراي حقوق رادريافت كند و پس از يك دوره كارآموزي، پروانهي وكالت گرفت.
مصدق بيدرنگ به ايران بازگشت و در مدرسهي علوم سياسي به آموزش حقوق پرداخت. اودر سال 1296 خورشيدي به عنوان معاون وزارت ماليه(دارايي) و عضو كميسيون تطبيق وحوالجات شد. در دورهي نخستوزيري وثوق الدوله با قرارداد 1919 سخت مخالفت كرد وبدر سفر خود به اروپا، بيانههاي اعتراضآميزي در روزنامههاي اروپا به چاپ رساند. سرانجام آن قرارداد شكست خورد، وثوقالدوله بركنار شدو مشيرالدوله بر سر كار آمد. مصدق از سوي مشيرالدوله به وزارت عدليه(دادگستري) برگزيده شده بود، اما در بازگشتبه ايران از راه بوشهر به درخواست مردم فارس به واليگري(استانداري)آنجا برگزيدهشد و تا كودتاي اسفند 1299 خورشيدي در همانجا ماند.
مصدق در دوراني كه در فارس بود براي برقراري امنيت و جلوگيري از باجگيريسرمايهداران و زورمداران از مردم كوششهاي فراواني كرد. در همان دوران بود كه بهيكي از عالمان شيراز به نام آيتالله سيد محمد شريف تقوي كمك كرد تا كتابي را كه بانام قانون الهي نوشته بود به چاپ برساند. آيتالله تقوي در آغاز كتاب خود ازهمياري مصدق چنين ياد كرده است:"چندين سال است كه من اين كتاب را نوشتهام، اما تاكنون امكان مادي براي چاپ آن نداشتم تا اين كه آقاي دكتر مصدق والي فارس شد." سپسبا تمجيد و تجليل از مصدق عنوان مي كند كه او هزينهي چاپ آن كتاب را پرداخته است.
پس از كودتاي سيد ضياءالدين طباطبايي و رضاخان ميرپنج، دكتر مصدق از نخستينشخصيتها سياسي بود كه با آن كودتا مخالفت كرد و ابلاغيهي حكومت را در فارس انتشارنداد. كوشش او براي تشويق احمدشاه قاجار به پايداري در برابر كودتا به جايي نرسيد وچون ميدانست سيد ضياءالدين طباطبايي، نخستوزير كودتا، به دموكراسي و آزادي باورنداشت،از واليگري فارس استعفا داد. پس از اندكي قوامالسلطنه، نخستوزير،او رابراي وزارت دارايي برگزيد، اما مصدق به علت حضور آرميتاژ اسميت، مستشار انگليسي، درآن وزارتخانه از پذيرش آن سرباز زد. اما پس از رفتن مستشار انگليسي در آبان 1300خورشيدي با گرفتن اختيارهايي از مجلس شوراي ملي به وزارت دارايي رفت. با اين همه،دولت قوام چندان دوام نياورد.
دكتر مصدق در 28 بهمنماه 1300 خورشيدي به استانداري آذربايجان برگزيده شد و تاميانهي سال 1301 خورشيدي در مان جايگاه بود. او كوششهاي فراواني براي آسايش مردمآذربايجان انجام داد، اما كارشكنيهاي رضاخان، كه در آن زمان وزير جنگ بود، استعفايمصدق را در پي داشت. در پي استعفاي دكتر مصدق، نامهها و تلگرافهاي فراواني از سويعالمان بزرگ آذربايجان، از جمله ميرزا باقر رضي، محمد بن موسي ثقه الاسلام،عبدالحسين حسني و حاج صادق آقا بزرگ به سوي قوامالسلطنه، رييس الوزرا(نخستوزير) فرستاده شد كه خواستار بازگشت مصدق به جايگاه خود بودند.
مصدق در دورهي پنجم مجلس شوراي ملي نمايندگي مردم تهران را به دست آورد. درهمان دوره بود كه موضوع تغيير سلطنت و پادشاه شدن رضاخان، كه در آن زمان نخست وزيراحمدشاه و همزمان وزير جنگ بود، مطرح شد. مصدق كه از ويرانيها و گرفتاريهايي كهنظام خودكامهي قاجار براي مردم ايران به بار آورده بود، نيك آگاه بود و بزرگتريندستاورد انقلاب مشروطه را تفكيك قوا، به وجود آمدن مجلس شورا و كاستن از دخالت هايشاه در كارهاي كشور ميدانست، از مخالفان سرسخت پيريزي يك نظام خودكامهي ديگر شد