ارتش در دوره ایلخانیان  

محل لوگو

ارتش در دوره ایلخانیان


این فایل در ۳۴ صفحه قرار دارد که 6 صفحه در توضیحات قرار دادیم.

مقدمه: «تاريخ نظامي جامع نمايشات هراسناك است كه بازيگران صحنه وسيع آنها منحصر به اشخاص معين نبوده است. بلكه شامل ملل يا تمدنهاي مختلف مي شوند. از اينرو براي كسانيكه خواسته باشند راجع به كيفيات روحي انسانها و اقوام بررسيهاي دقيقي بنمايند، فايده خواندن تاريخ نظامي بيش از تاريخ عمومي است» «سرلشكر كلمان گران گر» مغولان يكي از اقوام زرد پوست بودند كه در مغولستان و شمال صحراي گبي مي‌زيستند. اين سرزمين بسيار خشك و مردم آن در فقر و خشونت به شيوه بيانگردي و چادرنشيني روزگار را مي گذراندند. آنان تا قبل از ظهور چنگيزخان به صورت قبايل متعدد پراكنده زندگي مي كردند. اين قبايل از نظر شيوه زندگي به دو دسته مهم تقسيم مي شدند: 1- قبايل جنگي كه كارشان ماهيگيري و شكار حيوانات بود . 2- قبايل صحرانورد كه چادرنشين و دامدار بودند. ميان ايلهاي متعدد هميشه بر سر تصرف مراتع و غنايم جنگ و خونريزي بود. خان هر قبيله اي كه آن ها «نويان» مي‌گفتند نوكران (بهادران-جنگاوران) چندي را به دور خود جمع كرده و يك نيروي نظامي قبيله‌اي تشكيل داده بودند. اين نوكران در زندگي، شكار، تقسيم غنايم و جنگهاي خان حضور فعال داشتند. و حالا اينجا اين سوال پيش مي آيد آيا اين گروههاي صحرانشين، بيانگرد چگونه توانستند اين چنين فتوحاتي را بدست آورند. چه عواملي باعث پيشرفت و موفقيتهاي آنان شد؟ در اين تحقيق سعي شده است چگونگي تشكيل سپاه، لشكر مغول و عوامل پيروزي را تك تك اشاره نمايم و اصلاحات و تغييرات كه در اين سپاهيان در زمان ايلخانان انجام شده را بازگو كنيم. چنگيز و چگونگي اتحاد قبايل هفتصد سال پيش مردي بر اكثر ممالك دست يافت نصف جهان را مسخر كرد و نوع بشر را چنان به وحشت افكند كه هنوز هم پس از قرنها آثار آن بيم نمايانست «سپاه چنگيزي آلت بسيار هولناك و قتالي بود به شرط آنكه آنرا ماهرانه بكار برده و انتظام و احترام را در آن حفظ كنند. ظهور تموچين و اتحاد قبايل گوناگون سبب يكپارچگي نيروهاي نظامي اين قبيله ها شد و يك ماشين جنگي بزرگ، خشن و خونريز را به سوي مرزهاي كشورهاي مجاور و جهانگشائي كشاند. تموچين توانست تا سن 44 سالگي تمام قبايل بزرگ را متحد كند و خود بر تخت پادشاهي مغولستان بنشيند. ارتش قبايل متعدد و بيابانگرد سه سال بعد در اولين اقدامات خود به چين حمله بردند و پس از به زانو در آوردن دولت ختا ، بخش وسيعي از ايالات شمالي را تحت انقياد خود در آوردند. فتح اين مناطق متمدن و پر از ثروت و مكنت دنياي جديدي را به روي اين جنگاوران فقط بيابان و چادر ديده ، گشود و عامل و انگيزه مهمي شد كه در آينده به تهاجمات خود ادامه بدهند. با فتح چين و پكن روشها و فنون محاصره و همچنين استفاده از ادوات قلعه گيري از جمله دژكوبها، منجنقيها و.......را فرا مي گرفتند و همچنين صنعتگران به همراه صنايع ساخت ادوات جنگي چين كه روزگار خود سرآمد بود، استفاده از باروت، نفت، معادن فلزات گوناگون كه همگي و يكباره در اختيارات چنگيز و اسراي سپاهش قرار گرفت. در راس تشكيلات سياسي و حكومت مغولان «خان» بزرگ قرار داشت و پس از آن شاهزادگان و خانهاي كوچكتري كه در راس اروغ ها و اولوس ها جاي مي گرفتند. اين سلسله مراتب قدرت در سازمان نظامي و ارتش آنها نيز جاري بود. فرماندهي كل قوا در اختيار امپراتور خان بزرگ قرار داشت كه در زمان جنگ دستور او مجري بود. پس از وي شاهزاده ها، پس نويان ها (فرماندهان ارتش ده هزاره ها، افسران هزاره ها و در پايان افسران صده ها ، جاي مي گرفتند. آنها كه نخست از پرداخت مالياتها معاف بودند بعدها با تصرف ممالك مختلف از جمله ايران، صاحب اراضي وسيعي شدند و در عرصه اجتماع بعنوان فئودالهاي بزرگ نمود پيدا كردند. جنگها و كشور گشائيها عامل اصلي تامين قدرت و ثروت اين اشرافيت نظامي محسوب مي شد. شكل ظاهري يك سرباز مغولي و خصوصيات اخلاقي آنان: در حدود چهل سال بيش از تشكيل قوريلتاي 1206 «پلان كارپن» كه از مغولستان برگشته بود چنين مي نويسد: «تترها (يعني مغولان) مطيع ترين ملل دنيا در برابر رؤسا خودشان مي باشند. اطاعتي كه آنها از روساء خودشان مي كنند، بيشتر از اطاعتي است كه كشيشان ما از رؤسا مذهبي مي نمايند. هميشه نسبت به روساء خود بسيار مودب هستند و هيچ وقت به آنها دروغ نمي‌گويند. بين آنها هيچ وقت شقاق و خلاف و قتل روي نمي دهد. گاه گاه سرقتهاي بي‌اهميتي بوقوع مي پيوندد. اگر چهارپا يا جانوري كه متعلق به يكي از آنهاست گم شود يابنده آن نه فقط آنرا تصاحب نمي كند بلكه آنرا به صاحب اصلي آن تسليم مي نمايد. اگر اين تصوير را با هرج و مرجي كه قبل از تسلط چنگيزخان بين قبايل مغول وجود داشته است مقايسه كنيم و يا با حالت و وضع اخلاقي ملت امروز مغول بسنجيم به خوبي درك مي كنيم «يا ساق» چنگيزخان چه تغييرات عميق در جامعه مغولي پديد آمده بود شكل و هيئت جنگجوي مغول را كه قهرمان اين دوران جهانگيري و كشورگشائي است آقاي «فرنان گرنار» مي نويسد كه «سرباز مغولي در اردو كلاهي پوستي بر سر دارد و اين كلاه داراي دو گوشي است. جورابهاي سرباز پشمي است و موزه هاي او نمدي و يك روپوش بلندي كه از زانو هم پايين تر مي آيد در بردارد. در موقع پيكار يك كلاه چرمي كه پشت سر و گردنش را نيز محفوظ مي داشت بر سر مي نهاد و يك درع و خفتان محكم و نرمي كه از چرم ساخته شده و سياه رنگ بود بر تن مي كرد. مغول كوتاه قد، زمخت و داراي استخوانهائي سخت و جثه اي پهن و نيروي تحملي فوق العاده است. دسته بندي لشكر مغول: چنگيزخان به سپاه به عنوان حامل جنبش گسترش طلبانه مغولان توجه خاص معطوف مي داشت و در تشكيل آن از روي نمونه هاي ديرينه مغولي شيوه اي بيش گرفت كه براي زمانهاي بعد، چه در دربار قاآن و چه در دربار خانهاي ديگر مغول سرمشق گرديد. دسته بندي سپاهيان كاملاً از روي سيستم دهه اي انجام گرفت 10 تن سپاهي (اربن) كوچك ترين واحد سپاه را تشكيل مي داد و در تحت فرماندهي يكي از سپاهيان قرار داشت. كه در صورت موفقيت هاي جنگي ارتقاء مي يافت. گروههاي بالاتر از 100 تن (يغون ، جاقون) و 1000 تن (منگ غان) تشكيل مي شد 000/10 تن سپاهي واحدي را تشكيل مي داد كه به مناسب تعداد افراد آن (تومان) ناميده مي شد. دسته هاي نظامي هزاره ها غالباً از افراد يك قبيله بودند كه فرمانده آنها را يا خان بزرگ تعيين مي نمود يا توسط فرماندهان ده هزار انتخاب مي شد. سپس خان بزرگ انتخاب آنها را تصويب مي كرد.

  انتشار : ۲۴ دی ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 256
http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما